تبليغاتX
من یک مهندس بی کارم!
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387
تیک عصبی

از همون تیک های عصبی همیشگی D:

I knew that someday you'll go

I knew that you are selfish

I knew your heart is far away,  knew you are an unfaithful friend

?Is this what you call loyalty

 ;My heart..  being hurt by fate

...Thought you were going to cure it

Since the very first beginning

I got to know that you did not care about me

... You were right beside me

But actually you were just one shadow

In your glance, I didn't recognize a love worth dying for

Your absolute selfishness ate my heart (!!!) (1) like a leech

۱. چی کار کنم معادل انگلیسی نداشت D: 

بعدا :

الان باید شما حدس بزنید کدوم آهنگه ایرانیه ..... :|

** واااااااااای چه پست جذابی ....... کفم برید D: 

 

 !?Do you feel lonely *

lonely pillow

lonely pillow

+ ساعت 19:3 به قلم یک مهندس بی کار
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387
ماجرا های من و آقای فردوسی پور
دیشب -رو تخت -تی وی- برنامه نود

ساعت ۱۰:۳۰ 

- با سلام به شما بینندگان عزیز و ارجمند امشب در مورد بازی پرسپولیس و استقلال اهواز بطور مفصل صحبت خواهیم کرد ولی اول بریم بازی سپاهان و الوحده امارات(؟) رو ببینیم بر میگردیم ..

ساعت ۱۱:۰۰ 

 - در این بخش از برنامه بازی سایپا و نیروی هوایی عراق رو بررسی می کنیم .... 

ساعت ۱۱:۳۰

- حالا بازی  بسیارجذاب و دیدنی فجر سپاسی و پاس همدا نرو می بینیم و بعد از اون هم دو تا آیتم و برمی گردیم در خدمتتون هستیم.. ( من:عادل جان ... جون مادرت!!) 

ساعت ۱۲

- در این بخش از برنامه امشب آقای غلامعباس عبدالعلی زاده اصل مهمان برنامه ی ما هستند که می دونم همه ی شما باهاش آشنایی کامل دارید ( من: ای عادل عزیز .. توجه داری من دارم غش می کنم از خواب؟! )

ساعت ۰۰:۳۰ بامداد!

-  خوب بینندگان عزیز بریم دو تا بازی دیگه از لیگ دسته یک ببینیم و برگردیم که بعدش دیگه کم کم بریم برای بحث بازی پرسپولیس که بسیار هم مفصل و جذاب خواهد بود ... البته یه دو تا ایتم دیگه هم هست اونها رو هم بعدش زود می بینیم و بعد از اون هم بحث در مورد بازی پرسپولیس .. (من: خورررر .. پیسسسس ) ..

ساعت  ۱:۰۰

- خوب دیگه تقریبا  رسیدیم به قسمتی که بینندگان عزیز همه منتظرش هستین .. با بررسی بازی استقلال و پگاه گیلان در خدمت شما بینندگان عزیزهستیم و بعدش دیگه مدیر عامل باشگاه پرسپولیس آقای کاشانی  میان داخل استودیو  و خیلی مفصل راجع به مسایل اخیر باشگاه پرسپولیس صحبت خواهیم کرد (من: آقای فلدوسی پول ***ی مالو :| )

ساعت : بوق سگ!

- من تو حالت خواب و بیداریم که بالاخره چشمم به جمال ِ (منحوس  ِ ) آقای کاشانی روشن میشه  .. خوب حالا تو این شرایط فکر میکنی ضد حال ترین اتفاقی که ممکنه پیش بیاد چی می تونه باشه؟

اوهوم .. دقیقا !!!!!  .. برق قطع شد!!!!! .. بدین اون دستمالارو من باز اشکم دراومد  .. سه روز عزای عمومی :((((

* اینو گوش بده .. همون صحنه ایه که رادان داره سوسیسارو سرخ می کنه تو ماهی تابه .. بعد همه گدا گشنه ها یکی یکی جمع میشن دورش ..  رادان دلش می سوزه و همه سوسیسارو میده به اونا ....  بعد بــــــــــــــــــــــــــــــاد میـــــاد ... بارون میـــــــاد .. خیـــــــــــــــــــس میشــــــــــــه ..........  :(

**دیدی آدم بعضی وقتا تو جیب یه لباسی که خیلی وقته تنش نکرده یه ۱۰۰۰ تومنی پیدا می کنه؟ ( چقدر کلیشه ای) دیدی آدم چقدر خوشحال میشه؟

 حالا حدس بزن چی شد امروز ...

امروز رفتم سراغ یه کیف قدیمی که خیلی وقت بود گوشه کمد داشت خاک می خورد .. میخواستم بندازمش دور .. همین که اومدم برش دارم یهو یه دسته ۲۰۰۰ تومنی تالپ افتاد بیرون .. (جل الخالقززززز!) در همین راستا الانه که داشتم برا شما می نوشتم هی در تمام مدت اون تو بساط عروسیه و دیش دَ دَرن به راه بود دیگه  .. آی حالی دادا ........ D:

 

+ ساعت 23:1 به قلم یک مهندس بی کار
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
چی بپوشم؟
هورا فردا باید برم مصاحبه واسه کار جدید ... این که خب مشخصه خیلی اتفاق فرخنده ایه .. ولی یه مشکل اساسی که الان برا من یش اومده اینه که چی بپوشم؟؟؟ آیا کت شلوار کلاسیک؟ یا آیا شلوار کلاسیک با یه پیرهن خالی؟ آیا پیرهن و شلوار کلاسیک با یه کت تک؟یا آیا شلوار جین و پیرهن ؟؟ (نوچ! ) آیا شلوار جین و پیرهن و کت اسپورت؟( مگه مهمونیه؟ D: )  یا آیا شلوار جین و تی شرت خالی؟( نوووووچ!)  شلوار جین و تیشرت و کت اسپورت چطوره ؟ (بابا کوتا بیا!!!!!! ) 

آیا؟

حالا بدبختی اینجاس که اصن نمیدونم چه جور جاییه....  لامصب مملکت ما هم که حساب کتاب نداره برم یهو همون اولش ببینم تو لباس پوشیدنم ریدم چه برسه به مصاحبه دیگه!! بعدشم این که تجربه ثابت کرده اگه خیلی رسمی جلسه اول بری یه جا بعدا ازت انتظار دارن تا آخرش با همون تیپ بری ... ولی من دوست دارم لباس معمولی و راحت بپوشم سر کار آخه؟؟؟؟؟

البته طی صحبتی که اخیرا با یه طراح مد و لباس بسیار مطرح جهانی داشتم (ها ها ها ها J-:) میگویند که آدم برا مصاحبه و جلسه اول هیچ اشکالی نداره که رسمی تر از عرف اون شرکت لباس بپوشه .. ولی فاجعه وقتی رخ می ده که بری ببینی خیلی تیپت نسبت به اون چیزی که باید باشه کژول(casual) تره  ..

ها؟؟؟ نظر شما چیه؟ زود بگینا تا امشب D:

+ ساعت 17:55 به قلم یک مهندس بی کار
جمعه بیست و سوم فروردین 1387
کسی جا نمونه ما داریم میریما ..
تازه دارم درد این مسئولین محترم کشور که هر کاری می خوان بکنن هی می گن بزودی فلان کارو انجام می دیم و این بزودی هیچ وقت نمیاد رو درک می کنم .. الان فکر کنم یه ماهی هست که من می خوام یه وبلاگ جدید واسه خودم جور کنم و نتونستم .. البته  همون روز اول در این کار پیشرفت های قابل توجهی هم داشتما اتفاقن .. یعنی سایت اون سرویس دهنده جدیده  ( که  به دلایل امنیتی اسمش باید کاملا سیکرت باقی بمونه D:) رو باز کردم و غرق تفکرات شدم .. هی فکر کردم ولی مگه اسم یادم میومد حالا؟؟؟ .. اون موقع به خودم گفتم بذار سر فرصت فکر کنم تا یه اسم خوب پیدا کنم بعدش میام باز می کنم .. حالا از همون روز هی دارم دنبال یه اسم می گردم ولی پیدا نمی شه که نمیشه .. بعدشم که دیگه کم کم داره آخر ترم می رسه و من موندم و انبوهی از کتابای نخونده و پروژه های انجام نشده و استرس اینا و تازه فشار کار و کمبود وقت و همه اینارو که با هم در نظر بگیری فکر می کنی دیگه وقتی می مونه واسه فکر کردن به اسم وبلاگ؟؟؟  نه دیگه خوب قائدتن نباید بمونه .. ولی خوب چون فرد مورد نظر منم و سر و جان فدای اینترنت( D: ) و این حرفا .... و بزودی ترتیبشو می دم و با یه وبلاگ توپ ِ توپ متفاوت( ارواح عمه جانم) در خدمتتون خواهم بود ..کلا دوست دارم وبلاگ جدیده جای باحالی باشه و هی انرژی مثبت بدم به خواننده ها و کلی خلاصه برنامه دارم براش که با اینجا خیــــــــــــــــــلی فرق داشته باشه که البته طبیعیه که در عمل هیچ کدوم از این برنامه ها عملی نمیشه و همین گهی میشه که الان باهاش در خدمتتون هستیم .. خودتون ببخشید دیگه

* چند روزه دارم خودمو خفه می کنم با سیگار بطوریکه الان جدی جدی نفسم خیلی سخت بالا میاد ..  دیگه کم کم خودتونو آماده کنید برا برگزاری مراسم ختم  .. فقط گفته باشم آقایون حتما کراوات بزنن حال نمی کنم ملت با یقه باز و تریپ اکبر اوتی بیان تو مراسم ختمم .. 

** ها ها ها ..........  هو هــو هـــــــــو  ...  دیدین تیممون چه تری زد ؟؟ ولی افشین جون فدای سرت من که تا ابد این لاو تو هستم ... ولشون کن اینارو بزن برو ازین مملکت مام در اولین فرصت ملحق میشیم بهتون که دیگه اونجا عشق و حالو باهم تکمیل کنیماااااا .. اییییییییول ..... بزن قدش

اعتراف:

چه فازی میده آدم در این وبلاگو باز کنه هر چی به دهنش میاد بنویسه ها ..  کلی حال کردم

   

+ ساعت 20:50 به قلم یک مهندس بی کار
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387
خونه ی جدید
از اینکه دارم می رم خونه ی جدیدم خوشحالم ..  فعلن دارم دنبال یه اسم می گردم .. با یه هدر و تمپلت عالی

به محض اینکه این کارا تموم بشه اسباب کشی میکنم

چه جای باحالی بشه ها  .. به به دهنم آب افتاد

 

بعدا:

می بینم که کمپینمون حسابی گرفته ها .. D: همین الان دیدم به فاصله ی 5 دقیقه 100 تا امضا اضافه شد .. شما هم تو وبلاگتون نمیذارید خوب نذارید .. ولی تو مسنجرتون که میتونید به همه لیستتون بفرستید .. هوم؟!  هر کیم این کارو بکنه من خیلی دوستش میدارم :X

لینک کمپین

لینک YouChoose

+ ساعت 13:58 به قلم یک مهندس بی کار
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387
تا حالا شده ...
  تا حالا شده یه نفر مثه سگ باهات رفتار کنه؟ تا حالا شده تو موقعیتی قرار بگیری که هیچ راهی بجز نعره کشیدن نداشته باشی؟ تا حالا شده از فرط عصبانیت قلبت اونقدر تند تند بزنه که احساس کنی الانه که از تو دهنت تالاپپپپ بیفته بیرون؟

هر وقت این حالت برات پیش اومد خیلی آروم برو یه گوشه دنج پیدا کن.. چند تا نفس عمیق بکش .. بعدش یه سیگار روشن کن و یه ساعت تموم زل بزن به ستاره ها

بعدشم میتونی بری کپه تو بذاری بخوابی.

 

بعدا:

آقا این بلاگفایا خیلی ترسناکن بعضیاشون :))   بزودی تشریفمو می برم یه جا دیگه .. شما ها هم بیاین باهم بریم D:

+ ساعت 14:23 به قلم یک مهندس بی کار
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387
still-beating heart
چقدر جالبه برام وقتی می بینم یه گوشه از قلب یکی دو تا از آدمای دنیا اتاقک کوچیک رنگ و رو رفته من با همه وسایل کهنه و گرد و خاک گرفتش دست نخورده باقی مونده و هنوزم متعلق به منه ..

هر چند که بعید میدونم تا آخر وضعیت همینطوری بمونه ... با این حال خیلی مرسی.

بعدا :

چقدر زود بعضی مسائل عکسشون ثابت می شه  D:

+ ساعت 12:8 به قلم یک مهندس بی کار
یکشنبه یازدهم فروردین 1387
بازم خلیج فارس
در ادامه ی بحث جعل اسم خلیج فارس به خلیج ع*** داشتم یه مطلب رو تو سایت wikipedia  می خوندم که خیلی جاهاش جالب بود برا خودم.. شما هم اگه دوست داشتین از این لینک  میتونید برید و بخونیدش.

مثلن از نکات جالبش این بود که آمریکا با اینکه بطور رسمی خلیج فارس رو با همین نام میشناسه ولی توی عملیات نظامی که توی منطقه انجام می دن و به خاطر اینکه کشور های عربی حاشیه خلیج فارس ( بخصوص کشور امارات)  استفاده از اسم "خلیج فارس" رو ممنوع کردن .. از اسم  A****** Gulf استفاده می کنن. (ارتش های کشور های انگلستان و استرالیا هم از همین اسم استفاده می کنن)

و در ضمن کلی نقشه تاریخی اونجا هست که عملا ثابت می کنه که از زمان پیدایش تاریخ و جغرافی اسم خلیجی که در جنوب فلات ایران قرار داره " خلیج فارس  " بوده  و  خود عرب ها هم در گذشته واژه خلیج ع*** رو در اصل در مورد دریای سرخ به کار می بردن.

در ضمن بابت همکاریتون در مورد پست قبلی در مورد خلیج فارس  هم که نمیدونم ازتون چطوری تشکر کنم بچه ها .. به خدا من که راضی نیسم  دوستان انقدر تو زحمت بیفتن!

ولی یه چیز بگم ..  باور کنید بزرگترین دشمن ایرانیها و تنها قومی که به خون ایرانی ها تشنن همین عربها هستن ( اگه باهام هم عقیده نیستین یه نگاه به اخبار فعلی و تاریخ گذشته ایران بندازید) ..... کثافتای وحشی فکر کردن ما هم مثه زن و بچه ی خودشون هستیم که صبح تا شب بزنن تو سرمون و زور بگن ....  

حالا اگه واقعن به ملیت و هویت خودتون اهمیت میدین و دوست دارید در آینده شرمنده نسل های بعدی نباشید برید توی این دو تا لینک پایینی و دو تا کامنت همچین متمدنانه و قانع کننده بذارین .... باور کنید این کارا خیلی مهمه .... ماها باید بتونیم توی دنیا حمایت افکار عمومی مردم دنیا رو در مقابل عربها بدست بیاریم (مخصوصن الان که همه شون از دست عربا جون به لب شدن)  .. و این یکی از بهترین راههاشه .....   

لینک نظر سنجی در مورد اسم خلیج فارس ( YouChoose.net )

لینک امضا برای حذف نام جعلی خلیج ع*** در نقشه های  Google Earth

در صورت امکان لطف کنید و یه گوشه از وبلاگتون هم بذارید این لینکارو    :)

 

+ ساعت 14:40 به قلم یک مهندس بی کار
شنبه دهم فروردین 1387
اطلاعیه فوتبالی!!!
من الان همینجوری و یهویی و رسما دلم خواست به مواردی که ذیلا اعلام می کنم ( گلاب به روی دوستان البته D: ) .. برینم:

- فوتبال

- فوتبال ایران

- بازیکنان پرسپولیس و بویژه جناب آقای بهادر عبدی ( با تقدیر فراوان از فراز فاطمی)

- کلا پرسپولیس و هر چی تو پرسپولیس وجود داره ( بجز جناب آقای مهندس قطبی عزیز که فقط من موندم با این همه هوشش چطور تونست خودشو قانع کنه اون همه استعداد و شخصیت و اعتبار خودشو با خودش برداره بیاره و تو این آشغالدونی  ۶ ماهه به ** بده!! استاد  عزیز! اینجا جای علی پروین و بهروز رهبری فرد و امثال ایناست ...آخه دوست من، تو کجا ......اینجا کجا؟ کارایی می کنی تو هم یه وقتا هااااا ... )

+ ساعت 16:9 به قلم یک مهندس بی کار
شنبه دهم فروردین 1387
آخ اگه تیلیفونه جواب میداد ...!!!!!
شهروندان گرامی :X

نمیشه همیشه همونجا که الان هستید بمونید؟ هوم؟!

بابا هوا به اون خوبی .. دریا ... رودخونه .. جنگل .. متل قو ... نارنجستان!!!!!!!  چرا برمیگردین پس؟!!! چی داره اینجا آخه؟ D:  

ای دورتون بگردم الهی  ...... آفرین بچه های خوب ... نیاین هاااا!! .... مرسی که  انقدر حرف گوش کنید :X

+ ساعت 9:1 به قلم یک مهندس بی کار
پنجشنبه هشتم فروردین 1387
Quiz
بچه ها واقعیتش من یه مرضی دارم  .... آهنگای ایرانی رو که گوش می دم هی سعی می کنم ترجمشون کنم به انگلیسی...

مثلا این یه تیکه رو ببین:

...

It's raining tonight

My heart is full of sorrows tonight

My sweet darling is going to leave me tonight

I'm gazing into your eyes

Hoping you change your mind and stay

I will always remember the coldness of this kiss on my lips

Together with the drops of rain, tears are falling on my clothes

You've wrapped up your goods, ready for your journey

You the most loyal lover,I've treated you bad

..... 

اگه گفتی کدوم آهنگه؟ 

 

*** کمبود سوژه آدمو به چه کارایی که نمیندازه..  D:

 

+ ساعت 10:30 به قلم یک مهندس بی کار
سه شنبه ششم فروردین 1387
یه حس خوب
چند وقته یه صدا میشنوم

خیلی وقت بود خبری ازش نبود  ... یا شایدم بود و من نمی فهمیدمش 

باز اومده و مثه قدیما داره بهم می گه تازه شو .. عوض شو ..  هنوز دیر نشده بشی اون آدمی که دلت می خواد .....

وقتی می بینم اومده  احساس می کنم خوبم .... چون اون خوبه ... چون شیرینه  ..  چون خوشحالم می کنه ... چون مثه خودمه 

دلم می خواد بهش پر و بال بدم ....  بذارم هر جا که می خواد بره سر بزنه ... آزاد ... ول .... یوهوووووو!

آهای  ..  آره می شنومت .... نترس!  بازم بگو ... بلند بگو .... بلندتر!

 

+ ساعت 21:25 به قلم یک مهندس بی کار
جمعه دوم فروردین 1387
یه سوال جواب کاملن دو طرفه (!؟)
چرا وقتی ذات انسان به سمت عدالت گرایش داره همه چی تو این دنیا بر اساس بی عدالتی پایه گذاری شده؟

چرا به جز خود  آدما کسی نیست کمکشون کنه هر آدمی حق خودشو از دنیا بگیرن ؟

چرا ممکنه یه آدم  بعد از بدنیا اومدن تنهای تنها رها بشه به حال خودش؟ 

چرا بعضی اتفاقا فقط تو زندگی یه عده از آدما پیش میاد؟

چرا گاهی وقتا آدم باید به خاطر چیزی مجازات بشه که قدرت تغییر دادنشو نداره؟  

چرا فقط یه عده میتونن شاد باشن؟ چرا  نباید سیستم دنیا طوری باشه که همه شاد باشن؟

...

 چرا  این سوالا باید تا ابد بی جواب باقی بمونن؟


با در و دیوار حرف زدن هم عالمی داره ها ......

 

+ ساعت 3:57 به قلم یک مهندس بی کار
پنجشنبه یکم فروردین 1387
آرزو های نوروزی

عید تون مبارک!

 

+ ساعت 5:1 به قلم یک مهندس بی کار
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
×× درد و دل یه کم خودمونی تر ××
بعدا :

اینجا ما درد ودل خودمونی نداریم با کسی

+ ساعت 2:35 به قلم یک مهندس بی کار
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
چهارشنبه سوری فور اورررررررررررر!!!!!!!
ما خیلی بدبختیم نه؟ وقتی نمی تونیم مراسم تاریخی و سنتی خودمون رو تو کشور خودمون با خیال راحت برگزار کنیم بدبختیم دیگه ...

امروز  گوینده رادیو داشتن در مورد مضرات (!) چهارشنبه سوری واسه مردم اظهار فضل می فرمودن..

یه جای صحبتاش گفت: " در مراسم چهار شنبه سوری یا همون چهارشنبه سوزی پارسال ...." 

من با بقیه کاری ندارم ولی .... آخه آقای مجری محترم .. تو که خودت جزیی از مردمی و  می دونی این مراسم واسه مردم عزیزه و بهش اهمیت می دن .. چطور به خودت اجازه می دی به ارزشهاشون اینجوری توهین کنی و تو روز روشن با چماق بیفتی به جون علاقه هفتاد میلیون هموطن خودت ؟ .. نگو که خودت تا حالا از رو آتیش نپردی ...  نگو که بچه هات از ۲ ، ۳ هفته قبل مشغول آماده کردن خودشون واسه چهارشنبه سوری نبودن ......

به فرض نویسنده برنامه این متنو نوشته و داده دستت که بخونی .. واقعا  توی پستی که داری حیطه اختیاراتت انقدر محدوده که  نمی تونی حداقل این یه جمله رو از حرفات سانسور کنی؟

خلاصه گذشته از همه اینا بازم امشب چهارشنبه سوریه ... ملت میریزن تو خیابونا و به کوری چشم کسایی که نمی تونن ببینن ردیففففففف عشق و حال می کنن   ....

بر بکس عزیز ... امشب هر چی دلتون می خواد آتیش بازی کنید ... بزنید ...برقصید .. بخورید ...  جیییییییییغ بکشیدد .. چه می دونم.... آمار بازی کنید  .. اصلن هر کاری دوست دارید بکنید ...  

فقط یه خواهش بکنم؟! میشه انفجار از خودتون در نوکنید؟؟؟  خطرناکه به خدا :( 

+ ساعت 14:1 به قلم یک مهندس بی کار
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
آموزش له می کنیـــــــــــــــــــــــــــــم
این  آموزشو  آدم بزنه لهش کنه هااا .. خداوکیلی تو کل دوران تحصیلم همیشه باهاشون مشکل داشتم   

به خاطر یه نقص پرونده ناقابل زنگ زده می گه داریم اخراجت می کنیم !!!!!! ( بابا پر قدرت .. بابا همه کاره دانشگاه  D: ) اونم کی؟؟؟  ۲۷ اسفند .. این معنیش چیه؟ یعنی می خواد برینه تو تعطیلاتم دیگه .. وگرنه من ۲۷ اسفند ساعت ۱ بعد از ظهر کدوم گورستونی برم فلان مدرکمو بگیرم ببرم واسه دانشگاه؟

حالا باز هی بگید مشکل از منه ......

 

 

+ ساعت 15:1 به قلم یک مهندس بی کار
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
دارن ..... ؟
امروز و دیروز روی هم رفته فک کنم من با نیمی از هم وطنان عزیز تر از جانم کنتاکت داشتم یا در آستانه ی کنتاکت بودم .. البت کنتاکت که می گم یعنی اساسیا ..  اینطوری بگم بهت که هر کدوم اگه ۲ ثانیه بیشتر طول می کشیدن برنامه می شد فحش و کتک کاری ... کلان و کلان کشی .....

چرا اینجوری شدن ملت ؟ چرا میرن رو نرو من ؟ کرم دارن ؟

 

+ ساعت 17:2 به قلم یک مهندس بی کار
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
آخرین بوسه
 

 ها ها ها ... یه نفر داره از حسودی *ونش پاره می شه .. من نیستما البته "-: 

+ ساعت 5:12 به قلم یک مهندس بی کار
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386
بیایید بیسکوییت بخریم!
داشتم یه متن تو مایه های یه طومار می نوشتم در رابطه با بچه های بیسکوییت فروش و آخرشم می خواستم توی خواننده رو متقاعد کنم که در هر شرایطی باید بهشون کمک کرد ...  راستش وسطاش حوصلم سر رفت .. تصمیم گرفتم خلاصش کنم:

به نظر من باید به این بچه ها کمک کرد چون:

۱- اینا واقعن بدبختن ... شرایطشو مقایسه کن با خودت که توی چه شرایط خیلی خفیف تر احساس بدبختی و نارضایتی می کنی ...اگه  یه کم بدرفتاری از طرف پدر و مادرت ببینی ، اگه یه روز تحت یه شرایط خاص ظاهرت خیلی مناسب با شخصیت اجتماعیت نباشه ... اگه یه روز احساس کنی پولی که همراهته کافی نیست واسه انجام کارهایی که لازم داری ..  اگه مدل ماشینی که سوارشی از ماشین زیر پای دوست یا همکارت  پایین تر باشه ... اگه به فرض محل زندگی دختر خاله یا پسر داییت نسبت به  تو توی یه جای  با کلاس تر شهر باشه ...... واقعا وقتی این مسائل برات پیش می آد نا خود آگاه احساس نارضایتی نمی کنی؟ حالا اینارو می شه با شرایط یکی مثل این طفل معصوما مقایسه کرد؟

۲- اثر روانی محبت و دلجوییی که از تو میبینه  واسش خیلی خیلی بزرگ و با دوامه  ... فقط یه لحظه به بچگیات فکر کن که با دیدن محبت یه آدم غریبه چه قدر خوشحال می شدی ... این کار تو  باعث می شه این بچه وقتی بزرگ می شه ارزش خوبی رو درک کنه و بین خوبی و بدی تمایز قائل بشه .........

۳- در مورد اینکه بعضی ها می گن با این کار ممکنه بچه تنبل بار بیاد .. من اصلن این حرفو قبول ندارم .. بچه ۸-۹ ساله ای که صبح تا شب تو خیابونا راه میفته و بیسکوییت میفروشه نمی تونه آدم تنبلی باشه .. می تونه؟

۴. اون بچه چه مامان باباش بهش اجبار می کنن چه واسه خودش پولو می خواد ولی واقعن به این پول نیاز داره ... جدن اگه خانواده ای حداقلی از رفاه رو داشته باشه حاظر می شه پاره تنشو با این سن کم از پای درس و مدرسه بکشه بیاره روونه ی کوچه و خیابونش کنه؟   

واسه من که همین چند تا دلیل قانع کنندست ....... البته اگه شرایط اینو داشته باشی که تاثیر بزرگتری توی زندگیش داشته باشی مثلن بتونی کمکش کنی تابتونه بدون مشکل روحی یا مالی تحصیلاتشو ادامه بده .. یا حداقل چند تا کتاب مفید واسش تهیه کنی ..... یا اینکه بتونی بهش کمک کنی تا استعدادهایی که داره و به دلیل شرایط سخت زندگیش ممکنه تا ابد ناشناخته باقی بمونه رو شکوفا کنی که خیلی کار بهترتریه .. ولی چون من خیلی مردمو می بینم که سختشونه همین یه بیسکوییت ۲۰۰ تومنی رو ازش بخرن فقط همین قضیه خریدن بیسکوییت رو  اینجا باز کردم

ببین اینارو با زبون خوش گفتم پس لطفا قانع شو و کمکشون کن و گرنه دفعه ی بعد کتکه ها .. نگی نگفتی ....... D:

ولی حالا از شوخی گذشته ... چرا بعضی از ماها باید فکر کنیم که در مقابل این بچه ها وظیفه ای نداریم؟ داریم ..... به وجدانمون قسم داریم ... اونها هم نوع های ما هستن ..  اصلن توی کشور های  غربی هم خیلی از این کارای خیریه  غیر دولتیه و از طریق ان جی او ها انجام میشه ...... کی ما ایرانی ها می خوایم به خودمون بیایم آخه :(

آهای ملت محترم ایرانی ازتون عاجزانه خواهش می کنم بیاین تصمیم بگیریم  فردا صبح بعد از خوردن صبحانه خودخواهیمون رو هم  توی توالت خونه هامون جا بذاریم و  محکم همچین یه سیفون ردیفم بکشیم روشون.... یه کم به فکر بقیه باشیم .....

باور کنید اینجوری همه چی بهتر میشه!

+ ساعت 1:50 به قلم یک مهندس بی کار
درباره ی این وبلاگ
سلام دوست عزیز ..به وبلاگ بی فرهنگی بی ادبی من خوش اومدی ... اینجا اول قرار بود اتفاقایی که تو زندگی روزمره من میفته رو با یه زبون طنزآلود ولی تلخ بنویسم .. بعدن دیدم خیلی وقتا اتفاق خاصی تو زندگیم پیش نمیاد ولی من بازم دلم می خواد بنویسم! تازه بعضی وقتا اتفاق بود ولی من طنزم نمیومد و بازم دوست داشتم بنویسم ! گاهی وقتا هم می دیدم اتفاقه افتاده .. منم طنزم میاد .. ولی طنزم به تنها چیزی که شباهت نداره طنز تلخه .. بنابرین به مرور زمان اینجا تبدیل شد به این آش شلم شوربایی که الان داری می بینی!
خوش باشی :-)
آخرین پست ها
تیک عصبی
ماجرا های من و آقای فردوسی پور
چی بپوشم؟
کسی جا نمونه ما داریم میریما ..
خونه ی جدید
تا حالا شده ...
still-beating heart
بازم خلیج فارس
اطلاعیه فوتبالی!!!
آخ اگه تیلیفونه جواب میداد ...!!!!!
Quiz
یه حس خوب
یه سوال جواب کاملن دو طرفه (!؟)
آرزو های نوروزی
×× درد و دل یه کم خودمونی تر ××
لینک ها
انتخاب کنید: خلیج فارس یا خلیج ع××× ؟
امضا برای حذف خلیج ع××× از گوگل ارت
?? ARABIAN GULF

دوستان
آن سوی بی سو
جودی ابوت
سیگار و اسپرسو
زندگـــی بانــــــو
چیز هایی که نگفتم
شاه فینقیلی
دنیای بلوری
خسته از مادیات
استخوان خوک و دست های جذامی
بن بست یک دروغگوی صورتی
گایا
contrast
S\2
جینکسی که جانی اش را گم کرده بود

آرشیو ماهانه
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
Counter Box
currently outta counters :(